CD Album · 2012

چهل حکایت از گلستان سعدی

خسرو شکیبایی , کارن همایونفر , آرش بادپا

آوا خورشید ۱۴۳۶۸و · 2012 · Iran

Folk, World, & Country
0Have
0Want
38Tracks

CD · Album

Tracklist

38 tracks
  1. 1
    ...دو بازرگان خراسانی ملازم صحبت یکدیگر سفر کردندی
    4:09
  2. 2
    ...دَه آدمی بر سفره ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم به سر نبرند
    1:01
  3. 3
    ...سالی از بلخ بامیان ام سفر بود و راه از حرامیان پر خطر بود
    2:52
  4. 4
    ...عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت
    0:38
  5. 5
    ...اعرابی را دیدم در حلقه ی گوهریان بصره که حکایت همی کرد
    1:48
  6. 6
    ...آوردند که حاکمی عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود
    1:21
  7. 7
    ...با طایفه ی بزرگان به کشتی در نشسته بودم
    1:47
  8. 8
    ...دست و پا بریده ای را دیدم که هزار پایی بکشت
    1:08
  9. 9
    ...فقیری را شنیدم که در آتش فاقه می سوخت
    1:23
  10. 10
    ...گروهی از حکما به حضور حضرت کسری به مصلحتی سخن همی گفتند
    1:35
  11. 11
    ...حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر، هنر آموزید
    1:09
  12. 12
    ...حاتم طایی را گفتند: از خود بزرگ همت تر در جهان دیده ای
    1:14
  13. 13
    ...جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هولناک رسید
    1:55
  14. 14
    ...مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گِرد کردن مال
    1:11
  15. 15
    ...مالداری را شنیدم که به بخل چنان معروف بود که حاتم طایی در کَرَم
    2:48
  16. 16
    ...مردکی را چشم دردی گرفت. طبیب خواست
    1:27
  17. 17
    ...مردی را حکایت کنند که شبی دَه مَن طعام بخوردی
    1:27
  18. 18
    ...مهمان پیری شدم در دیاری بکر که مال فراوان داشت
    1:52
  19. 19
    ...نوجوانی را دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زایدالوصف داشت
    1:48
  20. 20
    ...هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده
    1:09
  21. 21
    ...پادشاهی که به کشتن اسیری اشارت کرد
    2:27
  22. 22
    ...پادشاهی را مهمی پیش آمد. گفت
    1:43
  23. 23
    ...پارسایی بر یکی از سلاطین نعمت گذر کرد که
    1:51
  24. 24
    ...پارسا زاده ای را نعمت بی کران از ترکه ی عمان به دست افتاد
    2:57
  25. 25
    ...پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داده است
    0:47
  26. 26
    ...روزی به غرور جوانی سخت رانده و شبانگه به پای کریوه ای سست مانده بودم
    1:24
  27. 27
    ...پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه به در آمد و همراه ما شد
    1:36
  28. 28
    ...صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد
    1:35
  29. 29
    ...شخصی مهمان پادشاه بود. چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که عادت او بود
    1:31
  30. 30
    ...توانگر زاده ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با مسکین بچه ای مناظره در پیوسته
    1:27
  31. 31
    ...وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست
    1:09
  32. 32
    ...یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز
    1:36
  33. 33
    ...یکی از بزرگان گفت پارسایی را: چه گویی در حق فلان عابد
    1:11
  34. 34
    ...یکی از حکما پسر را نهی همی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند
    1:00
  35. 35
    ...یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت حضرت محمد مصطفی
    2:12
  36. 36
    ...یکی از ملوک عرب رنجور بود در حالت پیری و امید زندگانی قطع کرده
    1:23
  37. 37
    ...یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید: از عادت ها کدام فاضل تر است
    0:47
  38. 38
    ...یکی از ملوک خراسان، محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که
    3:41
—
0:00
0:00
Open in app